محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
467
مخزن الأدوية ( ط . ج )
از سرما مجرب و طلاى برگ پخته آن بعد از سرد شدن جهت سوختگى آتش و آب جوش و حمره كه باد سرخ نامند و قيروطى معمول از آب برگ كوبيده آن جهت تسكين اوجاع اورام و رفع كلف و ضماد برگ خام آن جهت بهق و داء الثعلب و قروح خبيثه و سعفه و مفاصل و با عسل جهت قوبا و ثآليل و با حنا جهت رويانيدن موى و نكويى آن و با روغن بادام جهت تليين اورام و خوردن آن با خردل و آبكامه مسكن قولنج و رياح غليظه . مضر معده و اكثار آن مغثى و محرق خون و مورث قولنج و مغص و مصلح آن پختن آن با عدس است و استعمال خردل و آبكامه و يا آب غوره و يا شراب اترج و گويند چون آب آن را در سركه ريزند آن را خمر گرداند بعد از چهار ساعت و در خمر سركه بعد از دو ساعت . سلوى به فتح سين و سكون لام و فتح واو و ياى آخر حروف به هندى لوا گويند . ماهيت آن : اكثر اطبا آن را سمانى دانستهاند و بغدادى غير آن گفته كه از طيور آبى است و در كنار آبها مىباشد رنگ پر و بال آن اندك شباهتى به سمانى دارد و پاهاى آن درازتر از سمانى است و حكيم مير محمد مومن در تحفة المؤمنين نوشته ظاهراً كه آنچه را به تركى يلوه و در تنكابن لسهمال نامند عبارت از آن باشد چه آن از جنس سمانى است كه به تركى بيلدرچين گويند و در مكان بىآب نمىباشد و از كثرت باران بسيار و از عدم باران كم مىباشد . طبيعت آن : گرم و خشك . گرمى آن زياده از خشكى . افعال و خواص آن : بهترين از طيور آبى است و سريع الانحدار از معده و محرك باه و مورث تشنگى و محرك حكه و بثور . اكثار آن مكرب و مصلح آن طبخ آن با حموضات و ادهان پخته آن بهتر از كباب آن است زيرا كه كباب آن با سهوكت و بطى النزول است از معده و در هند چهار قسم مىشود و هر يك به نامى مشهور و يكى را پانسل به فتح باى عجمى و سكون نون و ضم سين مهمله و لام و دويّم را كورك به فتح كاف و سكون واو و كسر راى مهمله و سكون كاف و سيّم را پوندك به ضم باى فارسى و سكون واو مجهول و خفاى نون و فتح دال مهمله هندى و سكون كاف و چهارم را دربهر به فتح دال و سكون راى مهملتين و فتح باى موحده و خفاى ها و سكون راى مهمله نامند و به زعم اطباى اهل هند اول گرم و تر است و دافع سودا و مانع فساد آن و دويّم خشك و سيّم سرد و قليل الغذا و دير هضم و چهارم سرد و تر و دافع امراض حادث از خون فاسد و در سلوى كه بر بنى اسراييل نازل مىشد اختلاف است و در كتب تفاسير به تفصيل مذكور است . سليخه به فتح سين و كسر لام و سكون ياى مثناة تحتانيه و فتح خاى معجمه و ها به يونانى اسليوس و به هندى تج نامند . ماهيت آن : گفتهاند كه پوست شاخهاى درختى است مانند لولههاى تنگ سوراخ و منبت آن هند و عمان است و برگ آن شبيه به برگ سوسن كبود و ساق آن غليظ و پوست آن سطبر و هفت قسم مىباشد يكى زرد غليظ و خوشبو ، دويّم سرخ به رنگ بيخ مرجان و صفايحى و خوشبو ، سيّم سفيد مايل به زردى و بىرايحه ، چهارم ما بين سرخى و سياهى و رقيق ، پنجم رقيق كبود و در خوشبويى شبيه به گل سرخ ، ششم شبيه به قسط و غير براق ، هفتم رقيق و بسيار سياه و بدبوى و گويند از درخت دارچينى به هم مىرسد و آن مستحيل به دارچينى مىشود و آنچه به تحقيق پيوسته قول اخير اقرب به صواب است و آن پوست درخت نوعى دارچينى است كه در غير سيلان و نواح قريب بدان به هم مىرسد و هر چند دور تر مىشود از سيلان زبونتر و كم بوتر بلكه مايل به بدبويى مىشود و در دارچينى نيز اشاره بدان نموده شد و بهترين آن سرخ رنگ ضخيم خوشبوى تند طعم املس آن است كه با قبوضت باشد و زبان را بگزد و تلخ و كريه الرايحه نباشد . طبيعت آن : در آخر دويّم گرم و خشك و در سيّم نيز گفتهاند و قوّت آن تا هفت سال باقى مىماند . افعال و خواص آن : ملطف و مسخن و منضج و محلل رياح و اورام بارده احشا و مقطع اخلاط و مقوى اعضا و معده و كبد و مدر بول و حيض و فضلات و مخرج جنين و حصات و جهت حدت بصر و تقويت آن اكتحالًا و جهت منع نزلات و زكام و سرفه و ربو و درد حجاب و معده و رحم و تنقيه رحم و رياح آن و تبهاى نوبه و دفع سميت ادويه سميه و زهر افعى و جهت خوشبويى رحم شرباً و ضماداً و بخوراً و فرزجتاً نافع و ضماد آن بر پيشانى جهت منع نزلات و صداع بارد و با اصل السوس و ادويه صدريه سميه جهت امراض صدريه مذكوره و اخراج بلغم و چرك از آن و به دستور بخور آن با عسل جهت بثور لبنيه و جلوس در طبيخ آن و به دستور بخور آن جهت تضييق و انضمام فم رحم مؤثر . مقدار شربت آن : تا دو درم . بدل آن : دارچينى و قرفة الطيب است . مضر گرده ، مصلح آن كثيرا و مضر امعا و مصلح آن آب سپستان و كثيرا است . سليمانى به ضم سين و فتح لام و سكون ياى مثناة تحتانيه و فتح ميم و الف